پاسخ به:هنر در اسلام
یک شنبه 3 فروردین 1393 3:51 PMهنر از منظر امام وفقها
( قسمت پنجم و نهایی)
عكاسي، نقاشي، مجسمهسازي
تاريخ پيدايش مجسمهسازي و نقاشي تقريباً مقارن با تاريخ پيدايش بشر است.
اما اين هنر به دليل پيشينه نادرست آن و بهره گرفتن در بتكدهها مورد بيمهري واقع شده است.
قرآن كريم در ضمن بيان سرگذشت اقوام و ملل و سنتهاي رايج آنان به تمثالها و تنديسهاي آنان حتي با ذكر نام پرداخته و بيان داشته انگيزه اصلي پيكرتراشي، مجسمهسازي و تصويرگري، بتپرستي بوده است.
در تاريخ زندگي پيامبران همواره مبارزه با بتپرستي مشهود بوده است.
در مدارك تاريخي نيز به نمونههايي از مجسمهسازي و تصويرگري با هدف طلسم و جادو اشاره شده است.
به عبارت ديگر اين ذوق و قريحه هنري گرچه از فطرت زيباجوئي انسان سرچشمه گرفته اما همواره مورد بهره برداريهاي سوء و ناروا واقع شده است. در حاليكه خداوند از خود به عنوان بهترين صورتگر ياد مي كند:
"و صَوّركُمُ ما اَحَسَن صُوَرُكُمْ و اِليْهِ المَصيرُ" 59صورتگري كرد و زيبا شكل و صورتي به شما داد و بازگشت به سوي اوست.
مراد از "تمثال" در آيات قرآني مجسمههايي است كه به عنوان بت مورد عبادت و پرستش مشركان قرار ميگرفته 61و در برخي از آيات هم بجاي تماثيل، اصنام و آلهه آورده شده است كه منظور همان بتهايي است كه حضرت ابراهيم(ع)آنها را با تبر درهم شكست.
چصورتگري و نقاشي در مضامين روايات به گونههاي مختلفي است. ساختن مجسمه و كشيدن شكل درخت جايز شمرده شده است و نماز خواندن با انگشتري كه شكل جانداران يا پرنده بر آن نقاشي شده يا لباسي كه مصور به تصاوير و تمثال باشد باطل اعلام شده است.62 اما پهن كردن آن بعنوان زيرانداز جايز است63 اما سلار ديلمي نماز در لباس داراي تمثال را مكروه ميداند.64
اجمالاً اقوال فقهاي گذشته در باب مجسمه سازي و حرمت تصوير چنين است:
1.قول به حرمت تصوير مطلقاً خواه مجسمه باشد يا منقوش، موجود جاندار باشد يا بيجان(ابوصلاح حلبي ابن براج)
2. قول به حرمت مجسمهسازي فقط، خواه مجسمه موجود با روح باشد يا بيروح(شيخ مفيد، شيخ طوسي، سلار ديلمي، علامه)
3. قول به حرمت تصوير خصوصي موجودات جاندار خواه به طور مجسمه باشد يا نقش و عكس(ابن ادريس حلي در سراير، محقق كركي در جامع المقاصد)
4. قول به حرمت خصوص تصوير جانداران به طور مجسمه(در اكثر كتابهاي فقها تلقي به قبول شده است).
5. قول به جواز تصوير مطلقاً چه جاندار چه بيجان چه مجسمه چه نقش و عكس(شيخ طوسي در التبيان. امين اسلام طبرسي در مجمع البيان)
روايات وارده در اين خصوص دو دسته است: دسته اول مطلقاً حرام مي دانند چه مجسمه چه غير مجسمه چه از جاندار چه غير آن.
و دسته دوم: فقط ساختن مجسمه از موجودات جاندار را نهي ميكنند.
گفته شده 68در جمع بين دو دسته حديث بهتر است به حرام بودن مجسمؤ موجودات جاندار اكتفا كنيم به دليل اينكه اخبار مقابل آن ضعيفند.
فقهاي معاصر مانند امام خميني و آية اللّه خويي و آقاي سيد احمد خوانساري و شيخ جواد تبريزي حكم به حرمت مجسمهسازي حيوانات را از باب قدر متقين از ادله و اخبار استفاده كردهاند و نسبت به اجماع تعبيرشان اين است كه در اين مورد ادعاي اجماع يا حكايت اجماع شده است.
آية اللّه سيستاني نظرشان چنين است: ساختن مجسمه جاندار مطلقاً بنا بر احتياط حرام است ولي خريد و فروش آن اشكال ندارد. گرچه احوط ترك آن است، اما نقاشي جاندار بنا به اقوي جايز است.
آية اللّه مكارم شيرازي: ساختن و خريد و فروش مجسمه اشكال دارد ولي خريد و فروش صابون و مانند آن كه روي آنها مجسمه با نقشهاي برجسته است اشكال ندارد.
آية اللّه گلپايگاني: ساختن مجسمه حرام است ولي خريد و فروش آن بعيد نيست جايز باشد و احوط ترك آن است.
محمد جواد مغنيه مي نويسد:
ساختن مجسمه حتي جانداران به عنوان تزييني، زيبائي، لذت بردن، يادمان بزرگان، نشانه تمدن است و در پيشرفت و ترقي كشور جايز است، خداوند متعال مي فرمايد: براي سليمان آنچه مي خواست از مجسمهها ساختند.
شيخ انصاري در مكاسب معتقد است كه اگر نياز افتد انسان چيزي همانند آفريدههاي خدا بسازد هرچند جاندار باشد به يقين جايز خواهد بود. سپس مغنيه ادامه ميدهد بنابراين فتواي به حرام بودن مجسمهسازي منشئي جز احتياط و ترس از گرفتار شدن در دام شرك ندارد.
البته نكته مهم اين است كه ساختن مجسمه يا عروسك و يا ترسيم نقاشيهايي كه محرّك بوده و موجب مفسده و تحريك گردد ـ چنانچه در بازار امروز كم نيستند ـ هيچ توجيه عقلايي و شرعي براي جواز آن نيست و به عنوان مقدمه حرام است. اين قيد و شرط براي تمامي هنرهاي شناخته شده در عصر امروز قابل صدق و تطبيق است و اگر هنري با تمام انواع آن، متعهد و در مسير كمال بخشيدن به انسان باشد البته جايز و ارزشمند است.
امام مي فرمايد: آنچه به نظر ما قويتر ميآيد حرام بودن ساختن مجسمه جانداران است.
و آية اللّه خويي مي نويسد: در حرمت و ساخت مجسمه حيوانات بين علماي ما اختلافي نيست بلكه ادعاي اجماع بر آن شده است. از طرفي اين اجماع همانند بسياري از اجماعاتي كه در كلمات علمأ ادعا يا حكايت شده است اجماع مصطلح و تعبدي كاشف از راي معصوم(ع) نيست بلكه اجماع مدركي است.
امام خميني در بسياري موارد به اين گونه اجماعات ترتيب اثر ندادهاند مانند بحث خريد و فروش اعيان نجسّه و متنجسه كه ادعاي اجماع بر منع و حرمت آن شده و فرموده اند.
تحصيل اجماع يا شهرت معتبر قابل اعتماد در مثل چنين مسالهاي كه اين همه اختلاف نظر درباره آن وجود دارد و باب اجتهاد راي بر آن باز و معركه آرأ است. بخصوص كه گروهي از بزرگان در اين حكم به ادله لفظيه يعني اخبار و روايات تمسك كردهاند، امكان ندارد چون اجماع مدركي است و بي اعتبار.76
عمده دلايل مساله حرمت تصوير بطور مطلق رواياتي است كه به آنها تمسك شده و در آنها از تزيين خانهها به تصوير نهي شده و خبر داده شده كه حضرت امير(ع) دستور شكستن مجسمهها را به فرمان رسول خدا دادند و همچنين در منع از تجديد قبرها روايت وارد شده و آن را سبب خروج از اسلام مي دانند. يا رواياتي كه امام(ع) فرموده است در خانهاي كه سگ يا مجسمه انسان باشد وي داخل نميشود.
امام خميني در اين باره مينويسد:
مراد از مجسمههايي كه حضرت رسول(ص) به حضرت امير(ع) دستور نابودي آن را صادر كرد هياكل عبادات و مجسمه بتهاي مورد پرستش مردم بتپرست و مشرك بود كه مورد تعظيم و پرستش مردم بوده و آنها را به عنوان معبود ميپرستيدند و شايد در اين حديث به كسر لام باشد كه نوعي بيماري است شبيه به جنون كه عارض سگها ميشود و اگر سگي مبتلا به آن كسي را گاز بگيرد اين بيماري به انسان هم منتقل ميشود و اگر مراد از مجسمهها هياكل عبادت و بتهاي مورد پرستش و غرض از قبرها قبرهايي كه تعظيم و پرستش شود نباشد، اين قدر اهميت ندارد كه پيامبر به حضرت علي(ع) اين ماموريت را واگذارد.
به اين ترتيب امام خميني اجماع را مدركي دانسته و روايات را كافي در بيان حرمت نميدانند. ايشان همچنين ميفرمايد: فهم و شناخت روايات بايستي با دقت و تحقيق انجام گيرد چراكه با رعايت مناسبت، حكم و موضوع بدست ميآيد كه مقصود از تماثيل و تصاوير، تمثال بتهايي است كه در عصر صدور روايات وجود داشته چنانكه از برخي روايات استفاده ميشود از جمله:
"من جَدّد قَبراً او مَثّلَ مِثالاً خَرَجَ عَنِ الاِسلامِ"
و نيز اَشّدُ النّاسِ عَذاباً يَوم القيامه... و مُصوّر تَصْويرَ التَماثيلِ.
از نوع نهيها بدست مي آيد كه مطلق تمثال و تصوير مورد نظر نيست چراكه اين عمل بزرگتر از كشتن فرد محترم يا از زنا و شرب خمر نميباشد. بنابراين اين گونه روايات در موقعيت زماني خاصي وارد شده است و گروهي از اعراب مسلمان پس از نابودي كفر و شكستن بتها، علاقه گذشته را در دل پنهان داشته براي نگهداري آثار پيشينيان خود اقدام به اين اعمال ميكردند همانطور كه توسط گروهي حفظ آثار مجوس تبليغ ميشود. اينك برخي از فتاوي ايشان كه بيانگر جواز و برخي حرمت است را از نظر ميگذرانيم.
* به تصوير كشيدن غير جانداران مانند درختان و گلها جايز است هرچند مجسمهاي باشد و در اين مورد فرقي ميان انواع تصوير نيست خواه نقاشي ترسيمي و خواه گلدوزي و خواه كندهكاري و غيره.
* صورتسازي موجودات جاندار مانند انسان و حيوان، در صورتيكه مجسمهاي باشد مانند مجسمههايي كه از سنگ و فلزات و چوب و مانند آن ميسازند، حرام است.
* بنابر اقوي در صورتيكه تصوير، مجسمهاي نباشد، جايز است هرچند كه احتياط(و مستحب) ترك آن است.
* همچنانكه مجسمهسازي جانداران حرام است، تجارت با آن و گرفتن دستمزد براي آن نيز حرام است.
البته اين مربوط به عمل تصويرسازي است.اما خريد و فروش و مالك شدن و بكار بردن و نگاه كردن به تصوير هرنوع كه باشد(چه نقاشي، چه گلدوزي ، چه كندهكاري و حتي مجسمهها) بنابر اقوي جايز است.* نقاشي مانع ندارد ولي ساختن مجسمه حيوان جايز نيست.
* ساختن مجسمه حرام است و عكس ولو روي پارچه اشكال ندارد.
عكاسي
بحث از عكاسي در ادامه بحث از ساختن مجسمه و نقاشي مطرح ميشود. آية اللّه حسيني روحاني بيان ميكند: تصاوير متعارف در زمان ما اشكالي ندارد اگر عكس گرفتن با دوربين عكاسي و يا براي بيماري كه تصوير به صورت سايه برداشته ميشود (تصاوير راديولوژي) اگر حرام باشد پس نگاه كردن در آينه و ايجاد تصوير ما در آينه هم بايد حرام باشد چون فرقي بين تصوير دائمي و لحظهاي نيست.
و نيز مينويسد: عكسبرداري و عكاسي حرمتي ندارد و خريد و فروش آن با آن اشكالي ندارد به دليل نصوصي كه نگهداري بالشهايي كه داراي عكس هستند را جايز ميداند و بر جواز خريد آن از بازار دلالت ميكند.
از فقهأ معاصر، "آية اللّه تبريزي" ، "صافي"، "گلپايگاني" و "اراكي" عكس گرفتن مرد از زن نامحرم را جايز ميدانند و اگر زن نامحرم را هم بشناسد نبايد بنا به احتياط واجب به آن نگاه كند. اما اگر از طريق تلويزيون و غيره پخش شود جايز است بشرطي كه قصد لذت بردن نداشته باشد و به حرام نيفتد.
امام خميني: عكس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نيست. اما اگر براي عكس گرفتن مجبور شود حرام ديگري انجام دهد مثلاً به بدن او دست بزند يا نظرش به صورت آرايش كرده او يا بدن بيفتد نبايد عكس بگيرد.