جلال آل احمد
دوشنبه 26 اسفند 1392 1:48 AMجلال آل احمد
جلال در سال 1302 در خانواده روحانی به دنیا آمد. دبستان را که به پایان رساند ، پدرش دیگر اجازه درس خواندن را به او نداد و او ناچارا به سمت بازار کار رفت، تا اینکه پنهانی در کلاس های دارالفنون ثبت نام کرد . روزها به کار سیم کشی برق و ساعت سازی مشغول بود و شب ها درس می خواند. در سال های آخر دبیرستان با حزب توده آشنا شد و با دوستان و همفکرانش به برگزاری میتینگ ها و جلساتی در این زمینه پرداخت. با درآمدی که از کار بدست آورده بود، دبیرستان را به پایان رساند و وارد دانشکده ادبیات (دانشسرای عالی) شد. دانشگاه را که به پایان رساند، به شغل معلمی مشغول شد .
در این زمان به طور جدی وارد حزب توده شد و از یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسید و نماینده کنگره شد. در این مدت در مجله های زیادی قلم می زد .
در سال 41 کتاب معروف غرب زدگی را به رشته تحریر درآورد که نقطه عطفی در نوشته های وی به شمار می آید. چند مقاله از این کتاب در (کیهان ماه ) چاپ شد که موجب توقیف این نشریه شد.
جلال نویسنده ای است که در اکثر زمینه های ادبیات به نوشتن پرداخت .
در زمینه داستان: ( دید و بازدید ، از رنجی که می بریم ، سه تار، زن زیادی، نون و قلم و......
در زمینه مقالات: ( هفت مقاله ، غرب زدگی، ارزیابی شتابزده و .....
در زمینه سفر و سفرنامه: ( اورازان ، تات نشین های بلوک زهرا، خسی در میقات، سفر نامه شوروی و ......
در عرصه نمایشنامه: ( تفاهم از آلبر کامو، دست های آلوده و.......
در عرصه ترجمه: ( قمارباز از داستایوسکی، بیگانه از آلبر کامو و .....
از جلال نوشتن و گفتن بسی سخت و دشوار است، چرا که وی رسولی توفنده و کوشنده و مبارز بود. نوسنده ای که هرگز از طعن و لعن ها سنگر مبارزه را خالی نکرد و به خاطر عشق به اصالت انسان و فرهنگ قلم زد .
جلال را یکی از کاشفان نیما دانسته اند، چرا که وی در معرفی و شناخت نیما سهم به سزایی را ایفا کرد.
احمد شاملو در وصف این بزرگ مرد می گوید :
قناعت وار، تکیده بود .
باریک و بلند،
چون پیامی دشوار، در لغتی .
با چشمانی از سوال و عسل
و رخساری برتافته ،
از حقیقت و باد .
مردی با گردش آب .
مردی مختصر،
که خلاصه خود بود.
* مطالب بالا اقتباسی آزاد از دست نوشته های خود جلال ، دوستان ، همفکران وی می باشد.