کل خاندانمون نشسته بودن. داییم بهم گفت :تو خیلی دلقکی، باید بجای میمون، تو رو میفرستادند فضا،
منم یکم اندیشه کردم و گفتم :حلال زاده به داییش میره!
یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه!!!