تازه چشم‌ها رو لیزیک کرده بودم یه خواستگار عینکی واسم اومد، به مامانم گفتم نه عینکی دوست ندارم-_-

مامانم گفت تا دو هفته پیش می‌گفتی مامان، می‌رفتی سمت بابات که...!