دانشجویی تعریف میکرد:
این ترم اونقدر بد انتخاب واحد کردم که
.
.
.
.
سرایدار دانشگاه کلیدا رو داده بهم
تا آخر شب در دانشگاه رو ببندم و
صبحم چایی رو دم کنم تا اونا برسن!