رفتیم عیددیدنی، همه پسته‌ها دربسته بود. 

 


یهو بابام از جیب کتش یه چکش دراورد نشست کف زمین همه رو شکوند. 😕

بزرگوار همیشه مدیریت بحرانش زبانزد بود 😐😂😂 
😂