یه بار میخواستم برم دانشگاه پدرم منو رسوند تا دم ترمینال ، رو کرد بهم گفت پسر پول مول همرات هس؟


دستشو بوسیدم بهش گفتم اره بابا نگران نباش خودم کار میکنم تهران، گفت بده میخوام بنزین بزنم.