یارو داشت از دیوار بالا میرفت،تا دید منو گفت:

عموجان میشه کمک کنی گیر کردم

.

.

.

گفت:کمک میکنم ولی شما که

عموی منی چرا نمیدونی اینجا خونه ماست؟