امروز کلید نبرده بودم،زنگ در خونه رو زدم،بابام برداشته میگه میخای بیای تو؟ گفتم: نه اومده بودم یه سلامی عرض کنم و برم. اونم گفت:خوب سلامت رو کردی برو دیگه.
.
.
مدیونید اگه فکر کنید باز نکرد،و آخرشب با وساطت ریش سفیدای فامیل تو خونه راهم داد.