امروز یه پشه خیلی اذیتم میکرد خلاصه رفتم اخر اتاق گیرش اوردم .تا اومدم بکشمش بهم گفت بابا......تازه فهمیدم خون من تو رگ هاشه ...بغلش کردم و تا صبح با هم گریه کردیم  .