زنه به شوهرش میگه:
از حاج رحمان یاد بگیر، از بس زنشو دوست داره؛ بعد از فوت زنش مسجد ساخت به نام زنش...😎
شوهره میگه:
عزیزم منم زمینو خریدم، آماده‌ست؛ منتها تاخیر از خودته!!