حیف نان با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن حیف نان رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه حیف نان همین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم حیف نان میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی؟