در صف توزیع کالا با سبد

دوش با من گفت یاری نازنین

در شگفتم از صفی این سان طویل

مانده ام نامی چه بگذارم بر این؟

گفتمش: از دید من،افتاده است

کهکشان راه شیری بر زمین!