کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم

یه مشت خاک ناچیز ، افتاده زیر پاتم

کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم

کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم