غضنفر با کلید گوشش رو تمیز می کرده؛ گردنش قفل می کنه!!

 

 

 به غضنفر می گن: فهمیدی زلزله اومد؟ گفت: نه من رو اون ور بود.!!

 

 

 غضنفر می ره عروسی ‌‌‌؛ تو عروسی برف شادی می زنن ؛ سرما می خوره!!

 

 

 غضنفر پول می اندازه توی صندوق صدقات بعد سوارش می شه!!