شايد
چهارشنبه 17 آذر 1389 12:38 PMمن مرده ای هستم که دستم از شما کوتاه
اما نخی بسته میان قلب من تا ... آه
دست مرا با خود ببر اینجا ملالی نیست
جز دوری از دیدارتان ... در سایه ی این چاه
هرشب میان تور و پولک شعرهایم را
تا باغهای بی مترسک بوده ام همراه
طوفان نمیخواهد نسیمی نیز کافی هست
شاید همان کاهی که کوهی میشود ناگاه ...
شاید همان دردی که میسوزاندم ، شاید ...
من هم پلنگی سالخورده بوده ام .... تا ماه .....