سرزمین شعر
چهارشنبه 17 آذر 1389 8:19 AMنگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود.....
شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد به دام می کشد
نگاه کن که آسمان سینه ام پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دور ها و دور هاز سرزمین ابر ها و نور ها
مرا ببر به سرزمین شعر ها و شور ها......
مرا ببر به سرزمین شعر ها و شور ها......