با نوایی عاجزانه می گویم کجا هستی؟

هر لحظه عمر تو را می جویم، کجا هستی؟

روز و شب نام زیبای توست ، بر دل و جانم

دیگر طاقتی نمانده بر دلم، کجا هستی؟

چشم به آسمان دوختم تا رحمتی شود

ساعتها در دوریت گریستم، کجا هستی؟

جمعه ها گذشت، بیا صبر تا به کی کنم؟

به اُمید وصال تو زنده ام، کجا هستی؟

تا سپیده دم به عطر گل ، ترانه سَر دادم

رنجهایی در هجر تو کشیدم، کجا هستی؟

با نسیم همسفرم تا دیار عاشقان

هر جا که روم عطر تو می بویم، کجا هستی؟

دل به انتظار دیدنت در سینه می تپد

بگو تو اِی بهار آشیانم، کجا هستی؟