غربت عشق ...
دوشنبه 15 آذر 1389 12:53 PMچو بغضی کهنه در غربت اسیرم
چو آهی کز صدای خفته سیرم
من اینجا مانده ام تنها خدایا
همین روزاس که در غربت بمیرم
ببین اینجا پرنده رو زمینه
یه عمره خواب ِ پرواز و می بینه
در اینجا پشت ِ هر آهوی معصوم
ببین گرگی نشسته در کمینه!!
در اینجا باید از خوبان جدا بود
مث ِ شبنم غریوی بی صدا بود !!
در اینجا زندگی تلخه خدایا
چقد سخته غریبی آشنا بود !!
در اینجا قلب صاف و صادقی نیست
میان گریه هاشان هق هقی نیست !
در این دنیای تلخ بی مروت
دریغا ای دریغا ، عاشقی نیست