وسوسه

 



یکبار ساعتی را از اداره به منزل آورده بود تا آن را دیدم گفتم : این ساعت چقدر زیباست.تا این عبارت را شنید زود آنرا داخل کیفش گذاشت و گفت : مبادا برای تصاحبش وسوسه شویم و دیگر آنرا نشانم نداد


اسطوره ها ، ص91 ، شهید علی صیاد شیرازی