خلوت انس
سه شنبه 3 شهریور 1388 9:48 PMخلوت انس
در اغتنام فرصتهاى ملكوتى ماه مبارك رمضان
گاهى كه تنهايى، آينه برمىدارى و به چهره خويش مىنگرى، تا نيك و بد و زشت وزيباى آن را ببينى. خلوت با خويش، براى شناخت «خود»! شايد در حضور جمع، شرم كنى، ولى درتنهايى، خجالت و شرمى نيست، چون نگاه و مراقبتى نيست، جز همان كه نگاهش همه جاهست و مراقبتش دائمى است. ماه رمضان، به نوعى فصل محاسبه است. «محاسبه» و «مراقبه» هم يك آينه است، اما ... پيش چهره جانت و در برابرروحت! و ... شايد در حضور جمع و در ازدحام روز مرهگى نتوانى و مجالى نيابى تااز خودت حساب بكشى. اينجا هم خلوت و تنهايى و فراغت، چارهساز است.
لحظات سرشار از بركات و معنويات رمضان از همين فراغتهاى مطلوب و دوست داشتنىاست. فرصتخلوت با خويش و خداست، ساعات حضورو در مجلس «مراقبه» و «محاسبه»است، موعد امتحان اخلاص است، فرصتى است تا «دفتر دل» را بگشايى و «كتاب عمل»را بازخوانى كنى. تو كه مىگفتى: مجال و حالى نيست، گرفتاريها و مشكلات و ...
فرصتى براى «رسيدن به خود» نمىگذارد، اينك، اين همان مجال و فرصت ناب! توبايد آموخته و تمرين كرده باشى، «تنهايى در جمع» را، «خلوت» در «ازدحام»را، «سكوت در هياهو» را، رمضان چيست و تو در كجاى اين «قطعهاى از بهشت»قرار دارى كه موهبتخدا براى زمينيان است؟ با كدام دعوت به اين ضيافت آمدهاى؟ سر كدام سفره و مائده معنوى نشستهاى و فيض حضورت و بهره آمدنت چيست؟ اين نيز نوعى محاسبه و حساب كشيدن از خويش را مىطلبد. سر سفره ضيافت الهى نشستهاى. سحرهاى پر بركت، افطارهاى پرمعنويت، شبهاى دعاى افتتاح و كميل، جلسات دعا وترتيل و تلاوت و تواشيح، حالات پرجذبه انس با قرآن و مفاتيح، تهجد و سحرخيزى وچشمان بيدار قبل از فجر دعاهاى روزانه، همه و همه مائدههاى آسمانى اين «شهرالله» است و تو را فرا خواندهاند، تا به قدر تشنگى و توان و در حد ظرفيت وجودىاز اين «چشمه رحمت» بنوشى و از «جان جامه تقوا» بپوشى و در راه عبوديتخدابكوشى. اينك كه آمدهاى و مهمان اين بزم حضورى، وقت تنگ و مجال گذرا را بايد مغتنمشمرد. با چه آمدهاى و با چه بازمىگردى؟ و كدام تغيير حالت و خصلت و عادت را از اين «ماده خودسازى» به ارمغان خواهىبرد؟ خودمانى بودن با خدا هم موهبتى است! كسى نيست كه بشنود، خودت هستى و خدايت.
با خودت صميمى باش، يكرو و خودمانى و بىپرده. كمى در كوچه پس كوچههاى روح خويش بگرد. لحظاتى «كارنامه» خود را مرور كن، چه مىبينى؟... نقاط روشن آن بيشتر است، يا نقاط تيرهاش؟ «حسنات» و «سيئات»، چه نسبتى با هم دارند؟ ماهها انتظار مىكشيدى كه باز هم «ماه خدا» فرا رسد و دست نياز و پاى طلب،به اين آستان و اين سوى، برآورى و بكشى. براى فرا رسيدن دوباره «شبهاى قدر» لحظهشمارى مىكردى. هنوز لذت اشك ريختنها و ناليدنها و تضرعهاى شبهاى «احياء» در كام جانتباقىاست و طراوت معنويتبار آن همخوانى و همنالى با انبوه خداجويان عاشق و صادق،هنوز هم چون نسيمى خوشبوى، فضاى جانت را معطر ساخته است. بنا بود در رمضان گذشته، آمرزيده شوى و «غفران الهى» را چون مدالى بر گردنبياويزى، اما چه شد؟ امسال، رمضان همان حال و هواى معنوى را دارد. رحمت الهى هميشه جارى و سارى است، اگر كوتاهى است، از ماست. «گر گدا كاهلبود، تقصير صاحبخانه چيست؟» آن اشكها و نالهها چه شد و كجا رفت؟ تنها براى آن چند «شب قدر» نبود. قرار نبود كه آن گريهها و تضرعها و از عمق جان به درگاه خدا ناليدنها و خودرا حقير و فقير و مسكين و نيازمند ديدن و دانستنها مخصوص «شبهاى احيا» باشد ودر فضاى مسجد و مصلا جا بماند.
امسال هم، قرار نيست كه تاملات رمضان را، شبهاى سرنوشتساز قدر را، لحظاتنورانى و عرفانى سحر را، حالات خوش جلسات دعا و قرآن را، حضور قلب نماز شب ونوافل را در ماه رمضان جا بگذارى و باز هم عريان از اين همه جامههاى بهشتى،وارد شوال شوى. پس «عيد فطر» براى چيست؟ آنچه عيدى خواهى گرفت، بايد در طول سال و همه عمر، همراه داشته باشى، خرجشنكنى، جايى جا نگذارى، گم نكنى، از دستت نگيرند ...
راستى ... سوغاتت در اين سفر معنوى به «شهر الله» چيست؟ بارى ... آينه بردار، كمى در خويش بنگر، در خلوت خويش، با خودت صميمى باش. كيستى، كجايى؟ چه مىكنى؟ چه دارى؟ رمضان را مفت از كف مده!!!!!!!!!!!!
v