در مورد آب


«آب از سرچشمه گل‌آلوده.» 
«آب از آب تکان نمی‌خوره.» 
«آب از سرش گذشته.» 
«آب از آب تکان نخورد.» 
«آب پاکی را روی دستش ریخت.» 
«آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم.» 
«آب را گل‌آلود می‌کنه که ماهی بگیره.» 
«آب را باید از سرچشمه بست.» 
«آب زیر پوستش افتاده.» 
«آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی.» 
«آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.» 
«آب که سر بالا می‌ره، قورباغه ابوعطا می‌خونه.»