ای غایب از نظر به خدا می سپارمت 
جانم بسوختی و به جان دوست دارمت 

دلم هر جمعه در تاب و تب است 
عاشقانه بی قرار دلبر است 
گفتم جمعه شود پایان غمم 
جمعه رفت و باز چشمم به راه است