شود این که از ترحّم، دمى اى سحاب رحمت! 
منِ خشکْ لب هم آخر ز تو تر کنم گلویى؟! 
بشکست اگر دل من، به فداى چشم مستت! 
سر خمِّ مى سلامت، شکند اگر سبویى