پاسخ به:دلنوشته های محرم/ تاپیک با امتیاز ویژه
چهارشنبه 15 آبان 1392 1:36 PMمن از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم
از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم
رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازارمی ترسم
همه گویند این جمعه بیا ، اما درنگی کن
از این که باز عاشورا شود تکرار می ترسم
تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که منصب می شود انکار می ترسم
تشکرات از این پست
salma57
khodaeem1
tahmores
yarabyarabyarab