يكى از حكيمان فرزانه ، همواره به پسرش نصيحت مى كرد كه : غذاى زياد نخور، زيرا سيرى موجب رنجورى است .
پسرش در جواب او مى گفت : اى پدر! گرسنگى گشته شدن (يا يك نوع مرگ ) است . مگر نشنيده اى كه لطيفه گوها گفته اند:
با سيرى مردن بهتر از گرسنگى كشيدن است .
حكيم گفت : اندازه نگهدار، كه خداوند مى فرمايد:
كلوا واشربو و لا تسرفوا:
(اعراف / 30 )
بخوريد و بنوشيد، ولى اسراف و زياده روى نكنيد.

نه چندان بخور كز دهانت برآيد

 

نه چندان كه از ضعف ، جانت برآيد

 

با آنكه در وجود، طعام است عيش نفس

 

رنج آورد طعام كه بيش از قدر بود

 

گر گلشكر خورى به تكلف ، زيان كند

 

ور نان خشك دير خورى گلشكر بود

از رنجور و ناتوانى پرسيدند: دلت چه مى خواهد؟ در پاسخ گفت : آن را خواهم كه دلم چيزى را نخواهد.

معده چو كج گشت و شكم درد خاست

 

سود ندارد همه اسباب راست