پاسخ به:حکایت های گلستان
سه شنبه 9 آذر 1389 4:47 PM
يكى از حكيمان فرزانه ، همواره به پسرش نصيحت مى كرد كه : غذاى زياد نخور، زيرا سيرى موجب رنجورى است .
پسرش در جواب او مى گفت : اى پدر! گرسنگى گشته شدن (يا يك نوع مرگ ) است . مگر نشنيده اى كه لطيفه گوها گفته اند: با سيرى مردن بهتر از گرسنگى كشيدن است .
حكيم گفت : اندازه نگهدار، كه خداوند مى فرمايد:
كلوا واشربو و لا تسرفوا:
(اعراف / 30 )
بخوريد و بنوشيد، ولى اسراف و زياده روى نكنيد.
|
نه چندان بخور كز دهانت برآيد |
|
نه چندان كه از ضعف ، جانت برآيد |
|
با آنكه در وجود، طعام است عيش نفس |
|
رنج آورد طعام كه بيش از قدر بود |
|
گر گلشكر خورى به تكلف ، زيان كند |
|
ور نان خشك دير خورى گلشكر بود |
از رنجور و ناتوانى پرسيدند: دلت چه مى خواهد؟ در پاسخ گفت : آن را خواهم كه دلم چيزى را نخواهد.
|
معده چو كج گشت و شكم درد خاست |
|
سود ندارد همه اسباب راست |