پاسخ به:حکایت های گلستان
سه شنبه 9 آذر 1389 5:18 AM|
|
(عصر حكومت عبدالملك بن مروان (75 - 95 ه ق )بود. او حجاج بن يوسف ثقفى را كه خونخوارترين و بى رحمترين عنصر پليد بود، استاندار عراق (كوفه و بصره ) كرد. حجاج بيست سال حكومت نمود و تا توانست ظلم كرد.) در اين عصر، روزى زاهد فقيرى كه دعايش به اجابت مى رسيد، وارد بغداد گرديد. (بغداد در آن عصر، روستايى بيش نبود). حجاج او را طلبيد و به او گفت : براى من دعاى خير كن .
زاهد فقير گفت : خدايا! جان حجاج را بگير.
حجاج : تو را به خدا چه دعايى است كه براى من نمودى ؟
زاهد فقير: اين دعا هم براى تو و هم براى تو و هم براى همه مسلمانان ، دعاى خير است .
|
اى زبردست زير دست آزار |
|
گرم تا كى بماند اين بازار؟ |
|
به چه كار آيدت جهاندارى |
|
مردنت به كه مردم آزارى |