اللهم الرزقنا..
شنبه 27 مهر 1392 7:40 PM
اومده بود مرخصي. نصفه شب بود که با صداي ناله ش از خواب پريدم. رفتم پشت در اتاقش. سر گذاشته بود به سجده و بلند بلند گريه مي کرد؛ مي گفت: «خدايا اگر شهادت رو نصيبم کردي مي خواهم مثل مولايم امام حسين (عليه السلام) سر نداشته باشم. مثل علمدار حسين(عليه السلام) بي دست شهيد شم...»
وقتي جنازه ش رو آوردند، سر نداشت. يک دستش هم قطع شده بود، همون طور که دوست داشت. مثل امام حسين(عليه السلام)، مثل حضرت عباس(عليه السلام)...
«شهيد ماشاءالله رشيدي »
وقتي جنازه ش رو آوردند، سر نداشت. يک دستش هم قطع شده بود، همون طور که دوست داشت. مثل امام حسين(عليه السلام)، مثل حضرت عباس(عليه السلام)...
«شهيد ماشاءالله رشيدي »
تشکرات از این پست
mehdi0014