آموزش فیلمنامه نویسی(اکشن حرکت)
دوشنبه 11 آذر 1392 8:05 AMاکشن تنها به معنای سکانسهای جنگ و تعقیب نیست، به معنای تمام کارهایی است که شخصیت اصلی برای به دست آوردن آنچه که میخواهد باید انجام دهد. همچنین به معنای اقداماتی است که رقیبانش برای متوقف کردن او در دستیابی به آنچه که میخواهد، انجام میدهند و آنچه شخصیت اصلی در پاسخ به کارهای آنها انجام میدهد. برای توضیح اینکه چرا نگاه کردن به کلیت فیلم از زاویه اهمیت دارد، لازم است به سراغ ارسطو و تحلیلش در مورد اینکه چگونه درام بر تماشاگر اثر میگذارد برگردیم.
1- شخصیت اصلی برای این انتخاب شده که تعدادی ویژگی دارد که باعث میشود از نگاه تماشاگر به نحو مشخصی تحسینبرانگیز یا جذاب به نظر برسد.
2- این شخصیت اصلی اشتباهی سهوی انجام میدهد که نتایجی فراتر از آن دارد که انتظارش را داشته است.
3- در نتیجه در گرفتاری خیلی سختی قرار میگیرد.
4- به دلیل اینکه شخصیت اصلی را دوست داریم (یا برایمان جالب است)، دلمان به خاطر زجر ناحقی که میکشد برایش میسوزد.
5- خطرهایی که پیشرو دارد را هم پیشبینی خواهیم کرد و برای گرفتاریاش احساس وحشت میکنیم.
6- این ترکیب ترس و دلسوزی است که تعلیق و تنش ایجاد میکند.
7- همچنین میتوانید با ایجاد پیچهای غافلگیرانه که بعداً گرفتاریهای شخصیت اصلی را پیچیدهتر میکند تعلیق را و در نتیجه لذت تماشاگر را افزایش دهید.
کلمه دیگر برای تعریف تعلیق، واروننمایی دراماتیک یا کمدی است. معنایش این است که چون تماشاگر بیشتر از شخصیت اصلی میداند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، میتواند با شرایط او و یا برای آنچه در درام بر سر او خواهد آمد بترسد یا مشتاقانه انتظار شرایط خندهداری را بکشد که در کمدی پیش خواهد آمد. این ترکیب آگاهی و پیشبینی، لذت تماشاگر را بسیار افزایش میدهد و همچنین آنها را قادر میسازد که به نسبت داستانی که بیشتر به معما و تنش دراماتیک تکیه دارد، درک بهتری از بنمایه به دست آورند.
توصیة با ارزش: مقداری که با شخصیت اصلیمان هم ذات پنداری میکنیم نه تنها به خوشایند بودن و مقداری که دوربین به دنبال شخصیت اصلی میرود بستگی دارد، بلکه به ژانر نیز بستگی دارد. به عنوان یک قاعدة کلی، اگر داستان ما یک فیلم اکشن، فیلم ترسناک، داستان پلیسی یا مدلهای دیگری از معما باشد، شخصیتها تمایل دارند کمتر پیچیده و بیشتر از نظر اخلاقی مردد باشند. زیرا لذت تماشاگر در این ژانرها بیشتر از طریق رسیدن به راهحل معما و یا آشکار کردن یا شکست دادن «هیولا» ایجاد میشود تا دیدن تغییر در شخصیت اصلی. همچنین این یکی از دلایلی است که تلویزیون برنامههای پلیسی و درامهای پزشکی را دوست دارد؛ زیرا شخصیتهای اصلی از این هفته به هفتة بعد کاملاً بیتغییر باقی میمانند و فقط معماها، تشخیصها و دشمنها هستند که تغییر میکنند.