امید طلوع

امیدطلوع  تواز پس روزهای سرد

 

قند در دلم آب می كرد.

واكنون فریاد می زنم

با بغضی گلو گرفته

"ای روزهای سرد!

كجاست طلوع امید من

تا بتابد بر

من آدم برفی!"