|
ارزيابي آنژيوژنز در كارسينوم سلول بازال پوست با استفاده از شاخص هاي CD31 و CD34 و تعيين ارتباط آن با الگوي مهاجم در بافت شناسي |
|
|
|
صفايي نراقي زهرا*,حديثي مهدي,اماني فيروز,فتحي سولماز |
|
|
|
* تهارن، ميدان وحدت اسلامي، بيمارستان رازي |
|
|
|
زمينه و هدف: آنژيوژنز نقش مهمي در رشد تومورها ايفا مي كند. شواهد موجود نقش احتمالي اين پديده را در بروز خصوصيات تهاجمي و نيز متاستاز تومورها نشان مي دهند. كارسينوم سلول هاي بازال (BCC) و كارسينوم سلول هاي سنگفرشي (SCC) پوست علي رغم منشا مشابه، رفتار متفاوتي در زمينه تهاجم و متاستاز دارند. مطالعه حاضر نقش احتمالي فرآيند آنژيوژنز را در زمينه بروز رفتار تهاجمي تومورهاي BCC پوست در انواع مختلف اين تومور بررسي كرد.
روش اجرا: 50 نمونه BCC با رنگ آميزي H&E و ايمونوهيستوشيمي با استفاده از آنتي بادي هاي منوكلونال CD31 و CD34 رنگ آميزي شدند و ميانگين و انحراف معيار دانسيته ميكروواسكولر (MVD) بر طبق يك متد يكسان در استروما و بدنه انواع BCC شامل ندولر، ميكروندولر، سطحي و اسكلروزينگ اندازه گيري شد. براي مقايسه ميانگين دانسيته عروقي نمونه ها از آزمون هاي Mann - whitney،Kruskal - wallis استفاده شد.
يافته ها: ميانگين MVD بدنه در انواع مهاجم BCC (اسكلروزينگ و ميكروندولر)2.09 ±1.77 و در انواع غير مهاجم (انواع ندولر و سطحي) 1.27± 0.79 در بررسي با ماركر CD31 بود و اين دو گروه با يكديگر اختلاف معني داري داشتند. ميانگين بدنه تومور در انواع مهاجم 1.80± 1.03 و در انواع غير مهاجم 1.13±0.70 در بررسي با ماركر CD34 بود و اين دو گروه نيز با يكديگر اختلاف معني داري داشتند. ميانگين MVD در استروماي انواع مهاجم بي سي سي 3.73±11.65 و در انواع غير مهاجم 3.69±10.70 برحسب ماركر CD31 بود و اين دو گروه با يكديگر اختلاف معني داري نداشتند.ميانگين MVD استروماي انواع مهاجم BCC 3.68±11.24 و در انواع غير مهاجم 3.64±11.00 بر حسب مارکر CD34 بود و اين دو گروه نيز با يکديگر اختلاف معني دار نداشتند.
نتيجه گيري: دانسيته ميكروواسكولر با خاصيت تهاجمي و متاستاز در تومورها مرتبط مي باشد و عروق بدنه تومور نقش مهم تري در اين زمينه ايفا مي كنند.
|
|
|
|
كليد واژه: آنژيوژنز، كارسينوم سلول هاي بازال پوست، متاستاز، تهاجم، دانسيته و ميكروواسكولر |
|
|
|
|
|
نسخه قابل چاپ
|