ولايت مداري و ولايت پذيري
دوشنبه 18 شهریور 1392 1:44 PM
راوي :همرزم شهيد
زماني كه تيمسار ياسيني مسئوليت ستاد و معاون هماهنگ كننده نيروي هوايي را عهده دار بود ، هر از چند گاهي در دفترش خدمت ايشان مي رسيدم و به اصلاح سر و صورت وي مي پرداختم .
روزي ، تلفني مرا خواست تا براي اصلاح به اتاق كارش بروم . بلافاصله به راه افتادم و خيلي زود خود را به دفتر ايشان رساندم . مشغول اصلاح سرشان بودم كه يكدفعه صدايي در آيفون (آوابر) در فضاي اتاق پيچيد .
- تيمسار ! تشريف داريد؟ - بله قربان ، بفرماييد! چند لحظه تشريف بياوريد !
تيمسار ستاري فرمانده نيروي هوايي بود كه ايشان را براي كاري به دفترش فرا خواند ، نيمي از سر شهيد ياسيني را اصلاح كرده بودم و بخشي از آن باقي مانده بود . پس از قطع مكالمه بلافاصله از جايش برخاست و با همان وضع به طرف دفتر فرمانده نيرو به راه افتاد . من كه از اين عكس العمل سريع او متعجب شده بودم ، عرض كردم : - تيمسار ببخشيد ! اگر چند دقيقه صبر كنيد اصلاح تمام شود بعد برويد ، اين طوري ناجور است ! لبخندي با معني بر لبانش نقش بست و در جوابم گفت : - دير رفتن به حضور فرمانده بدتر از ناجور رفتن است . من كه از اين عمل او معناي جديدي از اطاعت و انقياد فهميدم ، تا فت و برگشت ِ ايشان كه حدود يك ربع ساعت طول كشيد ، مبهوت مانده بودم و در دل اين روحيه نظامي گري كه وجود او را لبريز كرده بود ، تحسين كرده و با خود گفتم : « اين است سرباز واقعي !»
(بهروز نافعي ، شهيد عليرضا ياسيني )