سربازی مشغول خدمت بود . . .

هر کاغذی را که میدید برمیداشت و میخواند و میگفت: این نیست!

سرانجام مسؤلان نظامی او را به تیمارستان بردند و یک تیم پزشکی تشخیص داد باید معاف شود.

سرباز وقتی کاغذ معافیت را دید، خندید و گفت:
.
.
.
.
.
.
همین بود!!