حمله های شیطان، قسمت 1

مقدمه :
آفت شناسي مهمتر از فضيلت شناسي
جایگاه گناه شناسي در دین ما بسی بالاتر و مهم تر از ثواب شناسي است. همانگونه که حضرت علي علیه السلام فرمودند: "اِجتِناب السَيئات، اولي مِن اِكتسابِ الحَسَنات" دوري از گناه، بالاتر از كسب حسنات است.
بنابراين وظیفه ما ایجاب میکند که برای دیندار زیستن،ابتدا نسبت به آفات دینداری و موانع آن، شناخت پيدا كنيم.همانگونه که همه ما به یقین میدانیم؛ شيطان از بزرگترين موانع و اصلی ترین دشمنان ما برای سالم زیستن به شمار میرود و به تعبیر قرآن برای ما یک -عَدُوٌ مُبين- دشمن آشکار است. پس در آغاز باید بر این دشمن خطرناک، حملات او و راههای دفع حملاتش شناخت پيدا كرده و سپس تلاش کنیم با مبارزات پیروزمندانه ای در مقابل او، خود حقیقی مان را بر صراط مستقیم (زندگی مطابق با دستورات خداوند) ثابت نگه داريم.

حركت ممتد انسان از دنيا تا بي نهايت
انسان بعد از تولد سيري ممتد و بي نهايت از دنيا تا عالم برزخ و قيامت دارد. بنابراین هر كدام از ماانسانها برابر با يك بي نهايتیم و حركتمان هرگز متوقف نمي گردد. درست همانگونه که حضرت علي علیه السلام می فرمایند: خداوند شما را براي باقي ماندن خلق نموده است نه براي فاني شدن.

از طرفی زندگي آخرت بسيار پيچيده تر و متكامل تر از زندگي دنياست، بطوریکه همه كمالات و زيباييها در دنيا عصاره اي از حيات برزخي اند. در مثال میتوان گفت که زندگي انسان در دنيا نسبت به آخرت، مانند رحم مادر(براي جنين) نسبت به دنياست. بنابراین انسان سالم و عاقلی كه یقین دارد ماندني نيست، همه برنامه های زندگي اش را بر اساس ابديت و آخرتش تنظيم مي كند. اما به فرموده قرآن انسانهاي نادان، كر و كور کسانی هستند که تمام برنامه های زندگي خود را براي سالهایی تنظیم میکنند که احتمال میدهند عمر دنيايي شان به طول می انجامد.

شيطان؛ دشمني حقيقي و خارجي
خداوند كه خالق انسان بوده و بر تمام جوانب وجودی او احاطه دارد، در قرآن تاکید می فرماید كه شما در مسير خود به سمت ابديت يك دشمن حقيقي با موجودیت خارجي به نام شيطان داريد که لحظه ای تنهایتان نخواهد گذاشت.

در قرآن بارها داستان رانده شدن شیطان را مرور کرده ایم. زماني که شيطان از درگاه خداوند طرد شد، سوگند یاد کرد که در مسیر صحیح زندگی انسانها که به تعبیر قرآن صراط مستقيم نام دارد، کمین گرفته و بندگان خداوند را گمراه خواهد کرد. بنابراین بسیار روشن است که شیطان به صراط هاي ديگر كه به جهنم ختم مي شوند، کاری نخواهد داشت، چرا که آنها کاملاً در مسیر اهدافش قرار دارند.

بنابراین باید هوشیار باشیم که اگر مورد حمله او قرار میگیریم نشاندهنده آن است که در مسیر مستقیم قرار داریم، فقط باید کاملاً تیزهوشانه از شکست در مقابل حملات او جلوگیری کرده و مانع انحرافمان از این مسیر گردیم. یادمان باشد که به محض منحرف شدن از صراط مستقیم، ديگر عبد شیطان شده ایم، و این یعنی تحقق اهداف او.

همانطور كه مرحوم علامه در الميزان فرمودند: حملات شيطان محسوس نيست، بلكه کاملاً متوجه ذهن و افكار انسان است.

خداوند در قرآن حملات شیطان را در چهار گروه حمله از سمت راست، چپ، عقب و جلو معرفی می نماید که در همین بحث به توضیح آنها خواهیم پرداخت.

شيطان؛ موهبتی برای اوج انسان
شيطان حقیقتاً خادم انسان خلق شده است که بدون حضور او هيچ رشدي به سوي بركات بي نهايت الهي صورت نخواهد پذیرفت. او به عنوان يك عامل منفي عمل کرده و هر بار که ما را به مقابله با خود میخواند، تمرين جدیدی برای قدرت یافتن مان به شمار میرود. اینگونه است که بعد از هر بار پیروزی در برابر او به رشد فزاینده ای دست یافته و بر میزان تقربمان به پروردگار افزوده میگردد.

انسان بدون قرار گرفتن در معرض نيروي مخالف، مانند فرشتگان خواهد زیست و اساساً هيچ امتيازي نسبت به آنها نخواهد داشت. در حالیکه او به عنوان سرآمد آفريدگان خداوند و تنها مسجود فرشتگان، برای طی مسيري بي نهايت خلق شده است، تا جاییکه مي تواند آينه تمام نماي حضرت حق باشد.

حرکت در چنين مسير والایی نیازمند مبارزه ای هیجان انگیز و قدرتمند میان دو بخش اصلی در وجود انسان یعنی طبيعت و فطرت است. در پیروزی فطرت بر طبيعت است که انسان اوج گرفته و به رب الارباب تشبه می یابد. درست مانند موج سواري كه از جريانات سنگين امواج براي خلق صحنه هاي زيبا استفاده كرده و هنرش را به نمایش می گذارد. بنابراین اگر دريا آرام باشد، هرگز موج سواري نیز وجود نخواهد داشت. اگر مقوله ای به نام نفس وجود نداشته، و ما در مبارزه با آن برای سالم زیستن تلاش نمی کردیم، تفاوتمان با فرشتگان در چه بود؟ بزرگان و اولياء خدا که به مقامات بلند انسانی رسيده اند، تمام امتيازهاي عالي عمرشان را در لابه لای همین کشمکشهای سنگین که میان فطرت و طبیعت وجودشان رخ داده است کسب کرده اند.



حملات شیطان از سمت جلو:


1- ايجاد نگراني نسبت به آينده
حقیقت سعادت انسان در آینده، لقاء خداوند و هم آغوشی با او در ابديتی بی منتهاست. از همین رو شيطان، به قدري ذهن انسان را نگران آینده امورات دنيوی اش مي كند كه آخرت خویش رااز یاد می برد، تا جايي كه تمام هم و غم زندگیش را مسايل دنيایش تشکیل می دهد.

در چنین حملاتی انسان دايماً نگران آينده خود، خانواده، آینده شغلی، اقتصادی و... شده و آنها را چنان تاريك و نا اميد كننده مي بیند که مجالی برای اندیشیدن به ابديت و زندگی آخرتش نمی یابد. چنین تصوراتی انسان را از مرگ، که نزديكترين پدیده به انسان است، غافل نموده و زمانی به خود می آید كه تمام زحماتش را براي همسر و فرزندان و... صرف نموده و پیش فرستاده ای براي خویش در محضر خداوند ندارد.

هر چقدر انسان بیشتر به جنبه طبيعی و خواسته های نفساني اش بپردازد، آينده فطري اش را نابودتر می کند، چرا که خواسته هاي طبيعت نا محدودند و هرگز به طور مطلق ارضا نمی شوند. از همین رو دائماً بر میزان غم و اضطراب این گروه از افراد افزوده شده و هرگز به آرامش واقعی نخواهند رسید.

شيطان با بزرگ جلوه دادن آينده دنيايي، ابديت را از انسان گرفته و موجب فراموش کردن خود واقعي اش كه نفخه ای الهي است می گردد. از سویی خداوند نیز در قرآن یادآوری نموده است که در روز قیامت کسانی را که او را فراموش کرده و در واقع به نفس خویش خيانت نموده اند را از یاد خواهد برد.

2- اضطراب در کسب رزق
یکی دیگر از این انواع حملات شیطان، تولید نگرانی و اضطراب برای بدست آوردن روزی و گذران اقتصاد زندگی است. قرآن برای دفع چنین حملاتی، شاه کلید توکل را توصیه فرموده و متذکر می شود که روزي تان بدست خداوند بوده و هم اوست که برایتان میزان آن را مقدر مي سازد. بنابراین طمع ورزیدن برای کسب روزی تا جایی که انسان را از پرداختن به آخرت بازدارد کاری بسیار کودکانه است.

در واقع میزان پس انداز حقیقی ما همان مقداریست که به وسیله آن لبخند رضایت خداوند را خریده ایم. و در غیر اینصورت حتی ذره ای از اموالمان سودی برایمان نخواهند داشت.

باید یاد بگیریم عفيفانه براي طلب روزي حركت كرده و مراقب باشيم که شیطان حريصمان نكند، تا براي آینده تاریکی که در ذهنمان ساخته آنقدر تلاش كنيم كه روح، فطرت و خوراک حقيقي مان را از یاد ببریم.

در تجارت نیز مي بايست هوشمندانه عمل کرد. درست است که پيامبر صل الله عليه و آله فرمودند؛ بركت در تجارت است، اما تجارت نبايد بر جوانب اخروی زندگی سایه گسترده و هويت انساني را به دست فراموشی بسپارد.

هوشیار باشیم که خداوند هرگز باب روزي را به روی ما نخواهد بست، بلکه اشتباه از ماست که به جز او به دنبال راه دومی برای کسب روزی می گردیم.

3-ايجاد دغدغه هاي كاذب ذهني و فكري
گاهي شيطان با ایجاد دغدغه های کاذب در امور مختلف زندگی، چنان ذهن انسان را درگیر نموده و افكارش را متوجه چنین موضوعاتی میسازد كه فرصتی برای پرداختن به رشد انسانی اش ندارد. این دسته از مشغله ها آنچنان ذهن را درگیر خویش مینمایند که در مدت زمانی طولانی حتی فرصت يك نماز با حضور قلب را به انسان نمی دهند.
در این نوع حملات، جنبه های طبيعی وجود انسان به قدری تقويت شده و اصالت میگیرند که بر بخش انسانی اش سایه افکنده و شان حقیقی اش را کمرنگ کرده و یا نابود میکنند.

4- لذت نبردن از زمان حال
شیطان در این تاکتیک به شما اجازه نمي دهد تا از زمان حال استفاده نموده یا از آن لذت ببرید. دائماً يا نگران آينده ايد يا به حرفها و رفتار هاي ديگران فكر كرده و تحليل منفي مي كنيد. برای دفع این خطر بايد شروع به سازندگي كرده و بدون تكبر، به اشتباه خود اعتراف نمود. علامه جعفري فرمودند: اگر نفس را مشغول نكنيد، او شما را مشغول خود نموده و آنقدر نجوا مي كند تا محزون شويد و نتوانيد از نعمتهايي كه داريد استفاده كرده و لذت ببريد. و به این ترتیب نمی توانید حركت موفقي داشته باشید.

یقیناًاگر نتوانيم از كمالات دنيا كه تجلي کمالات برزخی هستند استفاده كنيم، قطعا از کمالات برزخی و آخرتی نیز بی بهره می مانیم. براي استفاده از نعمتهای بهشتي، بايد روحي آرام و قوي کسب کنیم. اگر اينجا مبارزه نکرده و آماده نشویم، تولدی دردناك در انتظارمان خواهد بود.


 

حملات شیطان از سمت عقب:


1-یادآوری گذشته گناه آلود و حذف انگيزه حركت
در این گروه از حملات، شيطان با به رخ کشیدن گذشته هاي گناه آلود و تلخ، حذف بسیاری از باورهای اعتقادی از قبیل پذیرفته شدن توبه برای جبران گذشته، ناتوان جلوه دادن فرد برای شروع حرکتی جدید به سمت خداوند و ... امكان هر حركت مثبت و سازنده اي را از او می گیرد.

در اینصورت فرد چنان مشغول گذشته و زیر و رو کردن گناهانش میشود که مدام از خودسازي،آرامش و لذات معنوی محروم مي ماند. و یا اینکه حركتش متوقف يا كند شده و حتي امكان عقب گرد دارد.

گاهي شيطان آنقدر در مقام يك موعظه گر، زیبا ایفای نقش میکند كه گمان مي كنيم افكارمان کاملاً الهي است. آن زمان است که خودمان را به قدري آلوده مي بینیم كه فرصت عبادات را از خویش گرفته و رفته رفته میان ما و خداوند فاصله می افتد تا جایی که بعد از مدتي تمام توجه و ارتباطمان با او قطع می گردد. درست در همین لحظات نکبت بار است که شيطان در گوشه ای به نظاره نشسته و ما را به سخره خواهد گرفت.

فراموش نكنيم روند حرکت ما به سوي كسب خوشبختي، با سعي و خطا همراه است. زمين خوردن و آلوده شدن گناه نيست، بلکه بلند نشدن و آلوده ماندن معصیتی بزرگ است. قانون زندگی این است؛ آنها كه با جسارت به استقبال مشكلات مي روند، شادترند.

تلاش کنیم تا از آينده و كارهاي خير نترسيم. منفي بافي نكنیم، حتي اگر به همه آنچه كه خواسته ایم نرسيده باشیم. چرا که حرکت و تلاش همواره پسندیده تر از سکون و توقف بوده است.

اگر در روابطتان با ديگران و خدا دچار افكار شيطاني شديد، اجازه ندهيد كه اين تلخي ها مانع از آشتي كردن و توبه حقيقي تان گردد. خداوند بسیار فرموده است: زماني كه بنده ام حقيقتاً توبه كند، گذشته اش را مي بخشم و گناهانش را به حسنات تبديل مي كنم.

فراموش نکنیم که خدای مهربان براي هدايت ما هزینه های گزافی را مانند آزار دیدن پیامبرانش، شهادت معصومين علیهم السلام ، خون دل خوردن علما و بزرگان پرداخت نموده است. یاد بگیریم که این هزینه های سنگین را ارج نهیم.

2- ايجاد سوء ظن و تنفر كاذب
در اين حمله، شيطان دائماً گذشته هاي تلخ را در روابط با ديگران ياد آوري كرده و تولید سوء ظن مي كند. نتیجه تدریجی این سوء ظنها نیز تولید نفرتهای كاذب است. گاهي نبز بغض و كينه های قدیمی را به یاد انسان آورده و آنها را پررنگ مي كند. به اين ترتیب تمام انرژی و نشاط را برای حركت به سمت سعادت از انسان سلب می نماید.

سوء ظن، حتماً تزلزل ايجاد مي كند. انسانی که به سوء ظن مبتلاست نمي تواند از رفتارهای ديگران برداشت خوبی داشته باشد. علاوه بر این خوب است که بدانیم سوء ظن از گناهان كبيره بوده و مانع ورود انسان به بهشت که دار سلامتی و امنیت است می گردد. در ميان اهل بهشت، تحقير، تمسخر، دل شكستن، حرف هاي لغو و بيهوده، خیالات نادرست و ... راه ندارد. بهشت، جایگاه اهل بخشش، مهرورزي و نديدن ضعفهای ديگران است.

مسلمان كسي است كه ديگران از دست و زبان و حتي خيالات و افكارش در امان باشند و خود بتواند بر تمام ضعف های روحش غلبه كند. برای مسلمان ماندن بايد بين خود حقیقی مان و اين افكار منفي فاصله بياندازيم و این جز با خودسازي میسر نمی گردد. بايد قانونها و فرمولهاي سالم سازي روح را شناخته و برای اجرای آنها با طبیعتمان درگیر شویم.

یادمان نرود که خداوند برای كسي كه نسبت به ديگران روحيه عفو ندارد، سخت گیرتر می باشد.



حمله شیطان از سمت چپ


تمام وسوسه ها و افکاری که انسان را به سمت گناه سوق میدهند از این گروه حملات محسوب می شوند.
حملات شیطان در این دسته برای هر انسان نسبت به انسان دیگر متفاوت است. نوع این حملات به زمینه هایی از گناهان که در باطن انسان وجود داشته و با دیگران متفاوت است، بستگی دارد.
شاید شیطان نتواند شخصی را به دزدی وادار کند، چرا که این فرد با تلاش، زمینه ها و دستگیره های این گناه را در وجود خویش از بین برده است. اما میتواند او را به گناه دیگری مثل غیبت که زمینه اش هنوز در وجود شخص موجود هست، مبتلا کند.

بنابراین هر گناه نشاندهنده یک شکست در برابر حمله از چپ شیطان بوده و به ما اثبات می کند که در کدام نقطه ضعف داشته ایم. اینگونه است که میتوان ضعفها را شناخت و برای حذفشان مبارزه نمود.



حمله شيطان از سمت راست


اين نوع حمله از بدترين و مهلک ترین نوع حملات شيطان می باشد. حمله از راست، بهره گيري از دينداري افراد، عليه دين است.

به محض قطع ارتباط یک فرد با صور حرام، شيطان از طريق صورتهاي مقدس برنامه ريزي نموده و تلاش میکند تا او را به جهنم بكشاند. چرا که او سوگند خورده است که حتي اگر انسانها به اعمال حرام هم آلوده نشوند، از طريق عبادات و امور ديني سعادتشان را نابود کند.

هر گاه شيطان در انجام حدود الهي از سوی مومنی با مقاومت مواجه شود، از باب مقدسات عملیاتش را آغاز کرده و تیرهای زهرآلودش را نشانه میگیرد. از طرف دیگر از آنجایی که این نوع حملات در لباس دین و مقدسات بر انسان عرضه می گردند، تشخیص و تمایز آنها کمی دشوارتر از بقیه انواع حملات است. اما آنچه مهم است این است که حملات او کاملاً اثرگذار بوده و درست در همان زمان که انسان حس میکند بسیار به سعادت نزدیک شده است، باطن امر اتفاق مي افتد. در اغلب موارد شیطان به فرد مومن اجازه مي دهد تا بدون هیچ دغدغه ای دستورات خداوند را اجرا كند. فرصت عبادات را برایش فراهم مینماید تا بتواند در جايي كه شیطان از او مي خواهد، به راحتي و به پشتوانه خوبيهايش خطا كند. چنين شخصي بعد از مدتي خود را برتر از ديگران دیده و آنهایی را كه در انجام برخي از واجبات و یا عبادات ضعيف تر هستند به ديده تحقير مي نگرد.

پس فراموش نکنیم که در این نوع حملات، هرگز شيطان مانع اعمال صالح و عبادات ما نمی شود، اما داستان کشمکشهای فطرت و طبیعت وجودمان را که آغاز بسیار زیبایی داشت، طوری به پایان میرساند که هیچ رشدی در حرکت به سمت خدا برایمان اتفاق نیفتد.

پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمودند: حتي اگر گناه هم نكنيد، از چيزي بدتر از گناه، بر شما مي ترسم كه آن عجب در عبادات است. خدا گاهي مومن را به گناه مي اندازد چون مي داند عجب برای مومن از گناه، بدتر است.

اوج سقوط آنجاست که انسان با عبادات و خوبيها و سوابق ديني اش ، خود را بزرگتر از ديگران دیده و از خداوند متوقع گردد. و این در حاليست كه خداوند بر انسانی منت نهاده و او را به سمت نور هدایت میکند.

یاد بگیریم که هيچ كس را آلوده تر از خویش نبینیم. منيت چه مقدس و چه غير مقدس فاجعه برانگیز است و شخص متکبر در نزد خداوند هرگز محبوب نیست. تمام هدف خلقت اين است كه انسان عبد باشد تا بتوان به خدا برسد.

هوشیار باشیم که هیچ گاه با سابقه عبادات و خیراتمان به عبادت خدا برنخیزیم.