ای که یاد رخ تو درد مرا تسکین است

 

بار هجران تو بر شانه ی من سنگین است

 

گرچه سخت است غریبی و پریشان حالی

 

لیک در راه تو آواره شدن شیرین است

 

ز ره دوست حبیبا به من خاک نشین

 

گوشه چشمی بنما سخت دلم مسکین است...