خواهرم اينجا زمين كربلاست

سرزمين غصه و درد و بلاست

اين زمين بوي جدائي ميدهد

خاتمه بر آشنائي ميدهد

خواهرم اينجا اسيرت ميكنند

 در همين ده روز پيرت ميكنند

ميشوي تو غرق ناله غرق آه

 ميزنم من دست و پا در قتلگاه

دخترم را در غريبي ميكشند

 گوشوار از گوشهايش ميكشند

خصم حيدر تيغ بر رويم كشد

 شمر بيشرم و حيا مويم كشد

در همين جا كوفيان دف ميزنند

 در عزايم جملگي كف ميزنند

ميبرند اينجا گلو و حنجرم

 پيش تو بر روي ني آيد سرم