پاسخ به:مسافر حرم!
شنبه 9 شهریور 1392 6:47 PMدوست دارم بگم ، بازم بگم
از خودم بگم ، از عشقم بگم
از اونیکه دوسش دارم
آره از حامدم بگم !
حامد جان دوست دارم خیلی زیاد
می دونم دوسم داری خیلی زیاد
اما من دوست دارم بیشتر از تو
می دونم که اینو نمی دونی تو
می دونی می خوام برات من چی بگم ؟
از اون روزی که اشک تو چشات جمع شده بود !
لحظه ی سختی بود دیدن اشک چشم تو
کاشکی چشمام درمیومد نمی دیدم
عزیز من مردم اون روز تو چشات
ولی باز زنده شدم با خنده هات
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
montazereagha