پاسخ به:شوخی با فرشون !
دوشنبه 27 خرداد 1392 12:03 PM
روزی فرشون برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه وهمسرش و بچه ها رو رها میکنه
خلاصه
همسرفرشون گفت : حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟
فرشون گفت: من برای تو نامه مینویسم....
همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!
فرشون گفت :من برای تو نقاشی میکنم ...
تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
خلاصه
همسرفرشون گفت : حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟
فرشون گفت: من برای تو نامه مینویسم....
همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!
فرشون گفت :من برای تو نقاشی میکنم ...
تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
خلاصه
فرشون به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..
این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
فرشون به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..
این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شما چیزی فهمیدید !!!!!!!
من که نفهمیدم
این نامه رو فقط همسر فرشون میفهمه چی نوشته شده
حال ترجمه از زبان همسرش
خط اول :حالت چه طوره زن ؟
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
خط سوم : مادرت چه طوره ؟
خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!
خط پنجم : فقط برگردم خونه....
خط ششم : میکشمت
خط هفتم :فرشوناز آلمان...
.
.
شما چیزی فهمیدید !!!!!!!
من که نفهمیدم
این نامه رو فقط همسر فرشون میفهمه چی نوشته شده
حال ترجمه از زبان همسرش
خط اول :حالت چه طوره زن ؟
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
خط سوم : مادرت چه طوره ؟
خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!
خط پنجم : فقط برگردم خونه....
خط ششم : میکشمت
خط هفتم :فرشوناز آلمان...
تشکرات از این پست
farshon
ali_81
javid1000
majid68
mohammad_43
nargesi
fatemeh313