لغت نامه

خواهر زن : کسی که خواهرش را می زند.

عطسه : راس ساعت سه

فروتن : آمپول

سرباز : بی حجاب

بیناموس : موشی که از قدرت بینایی بالایی برخوردار است

سیتوپلاسم :  به خاطر تو پلاس و علافم

آنکارا : منظور آن کارهای بد است

عرض اندام : پهنای شکم را گویند

ازون برون : خارج از جو زمین

سوگند : خیلی افتضاح

باقرخان : خواننده ای که در هنگام خواندن قر می دهد

Eminem : به لهجه اصفهانی های عزیز، امین هستم

کدخدا : کسی که به برنامهٔ اتوکد تسلط دارد

مورچه خوار : خواهر مورچه،فحشی که موریانه ها به هم می دهند.

کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوۀ کال میخورد.

سیمین : نیم ساعت.

سوغاتی : بسیار عصبانی.

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست.

فیله گوساله : فیل نفهم ، فحش رایج بین فیل ها