شنبه را

با تیغی از جنس بردباری

تکه تکه میکنم

و یکشنبه را

        - بی هیچ درنگی -

می سوزانم با آه.

دوشنبه وحشی را

که در شیب تنهایی

رام میکنم با چند قطره آب شور

دیگر برای کشتن سه شنبه

تیغی نیست، آبی نیست، آهی نیست

                                       مگر دعا.

و بعد

دیوانه وار بوسه می زنم

بر معبد دست های چهارشنبه

که از فرط همسایگی ات

بوی نور میدهند.

و این ها،

این همه،

تنها برای تو

ای نشسته در شب شتابناک آدینه!