شعر افول آفتاب انقلاب
یک شنبه 12 خرداد 1392 10:50 PMافول آفتاب انقلاب
گفتم ای دل در غم ان جان جانان گریه کن
بر عروج عارفی از شهر عرفان گریه کن
در رثای آن عزیز و آن خلیل بت شکن
همچنان با مردم محزون ایران گریه کن
در وفات جانگداز آن کبیر انقلاب
همزمان با خواندن آیات قران گریه کن
بحر او که رهبر فرزانه ما بود و بس
تا قیامت در فراق مرد میدان گریه کن
در نبود سایه بان باغبان پر تلاش
همچو بلبل برخزان باغ دوران گریه کن
در کلامش چون هویدا شد کلام انبیا
بر غروب آفتاب دشت ایمان گریه کن
همچو *درویش*حزین در مجلس افلاکیان
بر افول پرتو پیر جماران گریه کن
شاعر: علی رحمانی (درویش)
تقدیم به همه ی راسخونی ها
تشکرات از این پست
tahmores
a_sadri
salma57