در حقيقت انسان‌ها به‌وسيله نمادهايي خود را به اشخاص و ديگران معرفي مي‌كنند. اين نمادها مي‌توانند كلامي و غيركلامي باشند. زبان وسيله مهمي براي شناساندن خود به ديگران است اما اين تنها وسيله براي شناسايي خود به ديگران نيست و انسان‌ها به طرق ديگري نيز خود را مي‌شناسانند و آن طرق غيركلامي است؛ مثلا بعضي از اشخاص لباس‌هايي مي‌پوشند كه وابستگي آنها را به گروهي خاص، اعتقادها و باورهاي مورد قبول‌شان نشان مي‌دهد. علاوه بر اين افراد از نشانه‌هاي ديگري به‌خصوصيات يكديگر پي مي‌برند.

مثلا از سرخ شدن فردي در جمع، پي مي‌برند كه وي خجالتي است يا از امتناع اشخاص از پرواز با هواپيما و عدم علاقه به كوهنوردي، مي‌توان به ترس از ارتفاع در وجود آن اشخاص پي برد.

به‌طور خلاصه مي‌توان گفت كه مجموعه حالات چهره و رفتارهاي غيركلامي و عادات منحصربه‌فرد شخصي ما به ديگران هستند كه سايرين نيز با بازخوردهايشان، ما را از وجود آنها آگاه مي‌كنند و در نتيجه به رشد خودآگاهي ما كمك مي‌كنند. افراد بايد خود را بشناسند و به ارزش‌ها و توانايي‌هاي خود پي ببرند و آن را به ديگران بشناسانند.