متن بعدی :

بزرگی از خواندان اکابر را اجل دررسید امید از زندگانی قتع کرد جگرگوشگان خود را که طفلان خواندان کرم بودند حاظر کرد

و گفت : ای فرزندان ، روذگاری دراز در کسب مال زحمت های فراوان کشیده ام و هلق خود را به سرپنجه ی گرسنه گی فشرده زخیره کرده ام .

به هیچ وجح دست خرج بدان میاویزید .


بزرگی از خاندان اکابر را اجل دررسید امید از زندگانی قطع کرد جگرگوشگان خود را که طفلان خواندان کرم بودند حاضر کرد(باید می نوشتی خاندان)

و گفت : ای فرزندان ، روزگاری دراز در کسب مال زحمت های فراوان کشیده ام و حلق خود را به سرپنجه ی گرسنگی فشرده ذخیره کرده ام .

به هیچ وجه دست خرج بدان میاویزید .

 

خیلی سخت بود ...! 


داداش فکر کنم 19 شدی !!!

آفرین خوب نوشتی