از طفیل هستی‏ اش، هستیّ موجودات عالم

جوهری و عقلی و نامی و حیوانیّ و کانی

شاهدی کو از ازل،  از عاشقان بر بست رُخ را

بر سر مهر آمد و گردید مشهود و عیانی

از ضیائش ذرّه‏ ای برخاست، شد مهر سپهری

از عطایش بدره ‏ای گردید بدر آسمانی

بهر تقبیل قدومش، انبیا گشتند حاضر

بهر تعظیمش، کمر خم کرد چرخ کهکشانی

گو بیا بشنو به گوش دل، ندای اُنظُرونی

ای که گشتی بی‏خود از خوف خطاب لَنْ ترانی

عید خُم با حشمت و فرّ سلیمانی بیامد

که نهادم بر سر از میلاد شه، تاج کیانی

جمعه می گوید  من آن یارم که دائم در کنارم

نیمه ی شعبان مرا داد عزّت و جاه گرانی

امام خمینی رضوان الله تعالی علیه