من هستم هنوز ، فکر کردید میتونید از دست من خلاص شید؟


چاکر داش صادق از ظهر تا الان که اومدم تو فکر جشن بودم ، پوکیدم،  از بس به در و دیوار زول زدم خونه خراب شد