پاسخ به:((¯`»._.«¦¤¦ اتاق چت كاربران راسخون ¦¤¦»._.«´¯))
شنبه 21 اردیبهشت 1392 11:57 PMنمیدونم اجی
من ادم احساسی هستم تمام زندگیم رو پایه احساسات بنا شده با این که خیلی ها معتقد هستند نوشته ها احساس ندارند اما من معتقدم نوشته ها هم با احساسند نوشته هایتان مثل همیشه نیست
اول گفتم شاید خدای ناکرده بچه کسالت دارند اما بعد احساسم تغییر کرد احساس میکنم چیزی ناراحتتون کرده آجی منم احساسی هستم من به عشق خیلی معتقدم وقتی داستان لیلی و مجنون رو میخوندم به آخرش که رسید نزدیک بود گریه کنم حالا از شما چه پنهون که بارون نم نم مانندی از وجودم بیرون ریخت.
«پس از اینکه مجنون از پدر لیلی جواب رد شنید»
پدر و خویشان مجنون ناامید برمیگردند و او را پند میدهند که از عشق این دختر صرفنظر کن
زیرا که دختران زیباروی بسیاری در قبیلهی بنیعامر یا قبائل دیگر هستندکه حاضرند
همسری تو را بپذیرند . اما مجنون آشفتهتر از پیش سر به بیابان میگذارد و با جانوران و درندگان همدم میشود .
تشکرات از این پست
a_sadri
zaahra
aminq10