سوغات پدربزرگ
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 12:23 AMسوغات پدربزرگ
از روستای دور دوری
بابابزرگم آمد این جا
همراه خود آورده سوغات
مرغ و خروسی چاق و زیبا
بابا بزرگ مهربانم!
اینجا كه باغ و روستا نیست
در خانه های شهری ما
جایی برای جوجه ها نیست
دیروز صبح زود پیچید
این جا، صدای قوقولی قو
بابا پرید از خواب شیرین
از خواندن بی موقع او
وقتی كه بابا مثل هر روز
صبحانه اش را بی صدا خورد
مرغ و خروس ناز ما را
در جعبه ای همراه خود برد
مهمان ما بودند یک روز
در جعبه ای كوچك، در این جا
بیچار ه ها كم كم گرفتند
دور از هوا، بوی مقوا
امروز، در نقّاشی خود
من باغ زیبایی كشیدم
باغی كه پر بود از پرنده
دنبالشان من می دویدم
تشکرات از این پست
fatemeh_75