به جای پدر
شنبه 24 فروردین 1392 9:39 AMبه جای پدر
صبح ها با دوچرخه می آیم
نان گرم و پنیر می گیرم
بعد می ایستم سر یک صف
مثل هر روز شیر می گیرم
مادرم كار می کند بیرون
می رود صبح زود از خانه
من به داداش كوچكم هر روز
می دهم چای و شیر و صبحانه
من كمك می کنم كه با صابون
او بشوید همیشه رویش را
عصرهایی كه خسته می خوابد
می کشم روی او پتویش را
تشکرات از این پست
fatemeh_75