پاسخ به:جهرم
پنج شنبه 8 فروردین 1392 2:01 AMغار ورا ،جهرم +عکس
پيشينه تاريخي غار وراء به چهار دوره تاريخي،دوران باستان تا زمان ساسانيان، دوران ساسانيان تا اسلام، دوران پس از اسلام و دوران معاصر تقسيم ميشود.
صبح ورا، عصر نمي و شب بونيز/ مطرب تو ني بزن، ساقي تو مي بريز/ شهرستان جَهرُم در استان فارس جاي گرفته است. اين شهرستان از شمال به شهرستان فسا، از باختر و جنوب به شهرستان فيروزآباد، از خاور به شهرستان داراب، از شمال باختر به شهرستان شيراز و از جنوب خاور به شهرستان لار محدود ميشود.
جهرم از شهرهاي بسيار کهن ايران است كه نام قبلي آن «گهرم» به معناي جاي گرم بوده است.
از اين ريشه نامهاي شهرهاي جهرم، گهرام، تهران، تارم هنوز بيان ميشوند. ساختار آن را به هما دختر بهمن فرزند اسفنديار پادشاه اساتيري ايران نسبت ميدهند. فردوسي در شاهنامه از آن در عصر ساسانيان ياد كرده و نام دلاور ايراني يعني گَهرم را بر آن نهاده است. همچنين در تاخت و تاز اسكندر مقدوني از جهرم نام ميبرد و اين شهر را در عصر پادشاهي بهرام گور دشتي بيآب ميخواند.
به روايت پژوهشگران، دانشمندان و مورخان اين شهر، چهار سده پيش از ميلاد مسيح توسط اردشير اول،(مِمنون = خوشحافظه)، پنجمين پادشاه هخامنشي بنا شد. اين شهر در دوره هخامنشي و ساساني داراي موقعيت مناسب و مركز اقامت شاهزادگان بوده و در فارسنامه ابن بلخي آمده است: هركس وليعهد شدي جهرم او را بودي.
به استناد نوشتههاي استخري، ابن بلخي و حمدالله مستوفي، جهرم قلعهاي بزرگ، معروف به خورشه و خورشاه داشت كه فاصله آن تا شهر، پنج فرسنگ بود. اين دژ بعدها به همت خواجه نظام الملک توسي تعمير و مرمت شد.
در جنوب شهر جهرم روي تپهاي آتشكده ساساني(معروف به قدمگاه) ديده ميشود كه بر تمامي شهرستان جهرم مشرف است. در مجاورت شهر جهرم، يکي از بزرگترين غارهاي دستساز باستاني جهان به نام سنگشکن قرار دارد. ستونهاي اين سازه باستاني، شکوه معماري دوران باستان را به خوبي نشان ميدهد.(اين غار دستساز همانند غار دستساز کوجَنَق مشکينشهر است). غار طبيعي بونيز هم در گردشگاهي به همين نام قرار دارد.
در ميانه راه شيراز به جهرم، شهر خفر قرار دارد. آبشار زيباي خفر، محل مناسبي براي استراحتي کوتاه و حرکت به سوي آرامگاه مکعب شکل جاماسب حکيم، دانشمند فرزانه ايران باستان است. به گفته روايتهاي شفاهي، جاماسب که ستارهشناسي خبره بود، ظهور پيامبر اسلام را پيشبيني نمود و پيشاپيش به وي ايمان آورد. پس از سفري به مکه دستور داد تا براي وي ساختاري همانند آن بسازند و پس از مرگ وصيت کرد تا او را در آن بنا دفن کنند.
براي رسيدن به اين بناي تاريخي باشکوه بايد از کوچهباغهاي زيبا گذشت و سرانجام چند دقيقهاي هم کوهپيمايي نمود. پس از خفر به شهر بابانار (بابا انار) (= رهبر سرخجامگان؟) و آبشار زيباي آن ميرسيد.
غار وراء
وراء در فارسي ميانه به معناي دژ، قلعه، بلندا، کنار، پهلو آمده است. پيشينه تاريخي غار وراء به چهار دوره تاريخي تقسيم ميشود. دوران باستان تا زمان ساسانيان، دوران ساسانيان تا اسلام، دوران پس از اسلام و دوران معاصر.
1 _ دوران باستان تا زمان ساسانيان.
غارهايي که داراي هفت حوضچه بوده و در بلنداي کوه قرار گرفته باشند نيايشگاه مهر هستند. هفت عدد مقدس آيين مهر است. مهرپرستان در هنگام خشکسالي، دعا و نيايش برگزار ميکردهاند. ميتوان گفت با توجه به اين که غار در جهت برآمدن خورشيد قرار داشته است، از آن براي نيايش بامدادي سود ميبردهاند، و مراسم قرباني نمودن گاو را برگزار ميکردند.
2 _ دوران ساسانيان تا دوران اسلام.
در اين دوران آثار مجسمه مهر زدوده شده اما مهر به صورت يک فرشته مورد نيايش مردم بوده است.
3 _ دوران پس از اسلام تا دوران معاصر.
اين غار با داشتن موقعيت سوقالجيشي مناسب و ايمني کافي و همچنين آب گوارايي که از سقف غار ميچکد، ( يادآور نيايشگاه چکچک در نزديکي اردکان يزد) به همراه جانوران و پرندگان شکاري دره مجاور، کوکويش، و کشتزارهاي ديم، تختهبشکار، محل سکونت کوهيها و عياران بوده و مزار چند کلانتر پهلوان در نزديک رودخانه وجود دارد.
4 _ دوران معاصر.
در دوران معاصر اين غار مورد استفاده شکارچيان بوده که متاسفانه از سوي ايشان آسيبهايي به غار وارد شده است. اما در سال 1320-1316 نخستين دوره بازسازي آن آغاز شد. هم اکنون نيز با همياري مردم نيکوکار جهرم، کار بازپيرايي غار و پيرامون آن توسط کوهنوردان درحال انجام است.
براي رسيدن به اين غار که در جاده لار قرار دارد، پس از طي جاده خاکي کوتاهي به توقفگاه خودروها ميرسيد. از اينجا پيادهروي آغاز ميشود. پس از رسيدن به دوراهي، راه سمت راست به سوي غار وراء رفته که پس از حدود يک ساعت کوهپيمايي ميتوان به آن رسيد. راه سمت چپ به سوي مناطق، زندون وراء، هفت اودون، خوگونيش، اوقاضي، خرزهره، گلوناربشکار، اوگلکو، تخته بشکار ميرود. رفتن به اين مناطق نياز به راهنماي آشنا به مسير دارد.
واژهنامه غار ورا
زندون وراء = ديوارههاي بلند و صاف دره تا غار وراء به ديوارهاي زندان مانند شده است.
هفت اودون = هفت آبدان، هفت چشمه، هفت حوض. در ارتفاعات البرز مرکز مشرف به تهران، در ميانه راه پناهگاه پلنگچال به قله شاهنشين، منطقهاي به نام هفت چشمه يا هفتاُودوني (هفت آبداني) وجود دارد.
خوگونيش =خواب+گاو+نيش. محلي که در آن مار، گاو خوابيده را نيش زده است. در آيين مهر براي قرباني نمودن گاو نر، آن را به پهلوي چپ و رو به مشرق ميخواباندند و سپس با خنجر شاهرگ آن را ميشکافتند. در مجسمههاي برجاي مانده از مهر، در هنگام قرباني نمودن گاو، مار و کژدم هم به عنوان نمادهاي بيمرگي، برخي اندامهاي گاو را نيش ميزنند.
اوقاضي = آب، چشمه قاضي.
خرزهره = نوعي گياه.
گلوناربشکار = آبشخوري که پيرامون آن شکار به وفور يافت ميشود.
اوگلکو = آب+گِل+کوي. باريکهاي در کنار آب که مسيري پُر از گِل است.
تخته بشکار = زمين کشاورزي ديم.