و هرگاه كبوتران قلبم دل تنگى مى‏كنند و زندان سينه‏ام را تاب نمى‏آورند ، آن‏ها را به پرواز در مى‏آرم تا بر فراز آستانت بچرخند و خودشان را معطر به عطر حريم فاطمى نمايند؛ زيرا تو زاده برترين پيامبرى و لياقت داشتى همسر بهترين انسان‏ها باشى. 
تو همان حوريه انسيه هستى كه ملائك خادمانت بودند و غُبار خانه‏ات را سُرمه چشم مى‏كردند. 
تو فاطمه‏اى هستى كه از بهشت برايت غذا مى‏آمد و پيامبرصلى الله عليه وآله سلام خدا را به تو مى‏رساند. 
تو همان هستى كه هر روز، نور وجودت بر اميرمؤمنان‏عليه السلام درخشش مى‏كرد و شهر مدينه را روشن مى‏كرد. 
اما آن‏ها كجا بايد بال بگسترانند؟! 
اى فاطمه! چرا مانند پدرت حرم و بارگاه ندارى؟! 
سال هاست مشتاقانت حيرانند در كدامين كوى به دنبال قبر گمشده‏ات بگردند!! 
چرا هرگز نتوانستيم عكسى از بارگاه تو همانند فرزندانت، امامان معصوم عليهم السلام داشته باشيم؟! 
و هنگامى كه كبوتران قلبم نا اميدانه باز مى‏گردند، تنها كارى كه مى‏توانم انجام دهم اين است كه پرچم «يازهرا» يى را كه بر فراز وجودم افراشته‏ام، در دستان بفشارم و ميثاقى تازه با تو ببندم و به تو بگويم: 
اى فاطمه! تا ابد در دل‏هاى ما جا خواهى داشت و براى هميشه از دشمنانت همانان كه محسنت را شهيد كردند و تو را آزردند بيزار خواهم بود. 
ما هيچ گاه فراموش نمى‏كنيم كه حق تو را غصب كردند و فدك را به يغما بُردند . دستشان شكسته باد آنان كه درب خانه‏ات را آتش زدند و به صورتت سيلى زدند. 
اى فاطمه! اگر نبوديم آن روز كه از تو دفاع كنيم، اكنون كمال نفرتمان از دشمنانت را اظهار مى‏كنيم و از خدا مى‏خواهيم هر چه زودتر فرزندت بقية اللَّه الأعظم عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف را برساند تا انتقامت را از آن ناپاكان بگيرد.